تبليغاتX
.:روز نوشت - روزمادر...:.
Sat 12 May 2007

روز نوشت.....

 

 پیرزن کنارپنجره نشسته و به کودکستانی که هر روز هزاران مادر می آمدند تا کودکانشان را از خانه به مدرسه ببرند خیره شده بود... ناخداآگاه اشک می ریخت ...به آلبوم عکسی که در کنار پنجره، خاک خورده بود نگاهی  انداخت. هر صفحه ای که ورق می زد بیشتر اشک می ریخت ، آن شبهایی  را بیاد آورد که تا صبح در کنار کودکانش  تسبیح به دست برای آنها  دعا می کرد.  وقتی عصرها برای آوردن بچه هایش پای پیاده روانه ی کودکستان می شد ، وقتی صبح ها برای آنها صبحهانه آماده می کرد و آنها با هزاران ناله آن را نمی بردند...دلش خون بود . آلبوم عکس را سرجایش گذاشت و باز به پنجره خیره شد. دلش تنگ شده بود برای همسرش که همیشه یار و همیار او بود...ای کاش آنشب درخانه نبود تا دشمنان او را نبرند...ای کاش او زنده بود و در کنار پیرزن می نشست و او را دل داری می داد..اوتنها مانده بود ، همه ی بچه هایش به سوی زندگی خود رفته بودند ....و او درکنار پنجره در انتظار نشسته بود...فرا رسیدن سیزدهم ماه  می روز سپاس گذاری از مقام بزرگ مادر به همه ی مادران جهان تبریک باد .برای دانلودموزیک میم مثل مادر می توانیداینجا کلیک کنید. به امید دیدار... 

نوشته شده در ساعت 11:49 AM توسط آزاد | | لينك ثابت